تبلیغات
همراهان - نقد عملكرد 20 ماهه دولت احمدی نژاد
سه شنبه 12 تیر 1386

نقد عملكرد 20 ماهه دولت احمدی نژاد

   نوشته شده توسط: ابوذر پورادیب    نوع مطلب :سیاسی  ،

جای خالی برنامه

هفته نامه گلستان سلام – 5/3/86

ابوذر پورادیب: برخی از صاحبنظران معتقدند تاریخ معاصر ایران در روز سوم تیرماه 84  با انتخاب "محمود احمدی نژاد" به ریاست جمهوری اسلامی بار دیگر تكرار شد.

تاریخ ایران سرشار از حوادث گوناگون و البته تاسفباری است. حوادثی كه می توانند درس عبرت و چراغ راه انسان در مسیر كار و زندگی قرار گیرند. تاریخ پرفراز و نشیب ایران حكمرانی افراد مختلفی را به تصویر می كشد كه از سر بی تدبیری یا اقتضاء شرایط و البته با تخطئه عملكرد حاكمان پیشین، برای اداره جامعه شیوه های مختلف در پیش گرفتند. در تاریخ معاصر ایران پس از تصویب  فرمان مشروطیت در سال یكهزار و 285 خورشیدی توسط "مظفرالدین شاه"، "انجمنهای مشروطه طلبان" در بسیاری از نقاط ایران به خصوص شهرهای بزرگ تاسیس شدند كه موجب پدیدار شدن موج سیاسی به خصوص در عرصه مطبوعات شد.  به طوریكه بعضی از مورخین و جهانگردان خارجی تعداد روزنامه های منتشره در این دوره را بین 30 تا 70 مطبوعه عنوان كردند. متاسفانه اواخر دوره قاجار به ویژه در دوره استبداد صغیر و به توپ بستن مجلس اول این روند به شدت سركوب  شد و حتی تعدادی از رونامه نگاران به قتل رسیدند. در دوره مجلس سوم نیز با دخالت عوامل خارجی (روس و انگلیس) روند تحدید مطبوعات به اشكال مختلف در پیش گرفته شد. همچنین در این دوره دو حزب "اعتدالیون" (لیبرالها) و "اجتماعیون" (دموكراتها) فعالیت می كردند. با وقوع انقلاب مشروطه و آغاز فعالیت مجلس چهارم عملا احزاب مورد بی مهری قرار گرفتند و این برخورد در زمان رضا شاه به دلیل اعمال سیاست حكومت متمركز به سرنگونی كامل و بی هویت جلوه دادن آنها منجر شد. در دوره "پهلوی" همچنین به دلیل درپیش گرفتن سیاست حل و فصل، اختلافات سیاسی بین مسئولان و سیاستمداران با تقسیم قدرت بین آنها حل می شد و از حذف یكدیگر پرهیز می كردند.    

یكی دیگر از وقایع تاریخی عصر حاضر تغییر سیاست ایران در قبال روسیه و انگلیس پس از به قدرت رسیدن رضا شاه بود. پس از سرنگونی خاندان "قاجار" و انتخاب "رضا شاه"  به عنوان شاه ایران در سال یكهزار و 304 خورشیدی از سوی مجلس "موسسان"، وی همواره از سیاست قاجار در قبال روس و انگلیس انتقاد می كرد و معتقد بود ابران در عرصه های داخلی و خارجی تحت تاثیر این دو كشور قرار دارد.    

در عرصه اقتصادی نیز پس از خلع رضا شاه از سلطنت به دلیل حمایت از متفقین در جنگ جهانی دوم و به قدرت رسیدن "محمدرضا"، به دلیل نابسامان بودن وضع اقتصادی مملكت، دولتهایی كه بر سر كار می آمدند بیشتر بر حل مشكلات اقتصادی تاكید می كردند. این رویكرد به خصوص در زمان نخست وزیری "علی امینی" و بعد از آن به شدت مورد تاكید قرار می گرفت هر چند این سیاستها موفق نبودند. (مثل اصلاحات ارضی و واگذاری زمین به روستاییان).

اتفاقات فوق در طول دوره های طولانی و در دولتهای مختلف به وقوع پیوستند. اگر نگاهی گذرا به تاریخ معاصر ایران تا قبل از سوم تیر ماه 84 داشته باشیم نمی توانیم دوره ای را بیابیم كه همه این رویكردها در یك دولت اتخاذ شده باشند، اما در این روز اتفاق عجیبی رخ داد و مشابه سیاستهای دولتهای گذشته ایران در طول تاریخ در عملكرد دولت نهم نمایان شدند. تغییر یكباره همه سیاستهای اقتصادی، سیاسی و اجتماعی جامعه كه تاكنون در هیچ دوره ای امكانپذیر نبود با استفاده از شعار "ما می توانیم" و "می شود"  نتیجه انتخاب مردم در روز سوم تیر بود. احمدی نژاد در رقابتهای انتخاباتی، برنامه كاری دولت خود را در عرصه سیاست خارجی مبتنی بر عدالت، صلح، همزیستی و توسعه روابط اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی در كنار روابط سیاسی تعریف كرده بود. وی در آن روزها به شدت از سیاستهای دولت خاتمی در این عرصه انتقاد می كرد و معتقد بود ایران در سطح بین الملل نتوانسته جایگاه واقعی خود را به دست آورد. پرونده هسته ایران كه عمده ترین چالش نظام محسوب می شود دستمایه تبلیغات انتخاباتی نامزدهای ریاست جمهوری از جمله احمدی نژاد قرار گرفته بود و وی بر احقاق حقوق ملت در این زمینه تاكید می كرد. به عقیده وی سیاستهای دولت اصلاحات در این زمینه رویكرد سازش كارانه با دولتهای غربی و اروپایی داشت و امكان دستیابی ایران به چرخه سوخت هسته ای را به تاخیر می انداخت.    

وی پس از رسیدن به قدرت با هدف ارتقاء جایگاه ایران در سطح بین الملل، سیاستهای خارجی را تغییر داد و عملكرد 16 ساله دولتهای پیشین را تخطئه كرد. احمدی نژاد برغم شعارهای فروان خود نتوانست ارتباط منطقی در عرصه بین الملل ایجاد كند و با طرح موضوع "هولوكاست" و موضعگیری در زمینه انرژی هسته ای بر شدت مواضع خصمانه دولتهای غربی و آمریكا علیه ایران افزود. از جمله این اقدامات به دستور دستگیری پنج تن از دیپلماتهای ایران در "اربیل" عراق توسط بوش پسر، اتهام حمله تروریستی ایران به سفارت آمریكا در یونان پس از این اقدام با هدف انتقامجویی از ایلات متحده، اعلام حضور زیردریایی اتمی آمریكا در تنگه هرمز در یك تصادف ساختگی با كشتی تجاری ژاپنی، اعزام ناو هواپیما بر "ایستنس" به خلیج فارس و افزایش نیروی نظامی در عراق، شكستن دیوار صوتی ایران در خوزستان توسط هواپیماهای آمریكایی، چراغ سبز آلمان به آمریكا در جریان سفر خانم "مركل"، صدراعظم این كشور، به ایلات متحده، تقاضای آزادی تبعه آلمانی دربند ایران از جانب رئیس جمهور آلمان و تضعیف نقش و جایگاه ایران در منطقه خاورمیانه كه در جریان اجلاس سران اتحادیه عرب در عربستان و سفر ویژه رایس، وزیر امورخارجه آمریكا، به ریاض قبل از برگزاری اجلاس به دلیل اهمیت آن قابل درك بود، می توان اشاره كرد. به همه این اتفاقات باید مواضع ناپایدار چین و روسیه در شورای امنیت سازمان ملل متحد را اضافه كرد كه گاهی اوقات علیه ایران موضعگیری می كنند به خصوص در جریان صدور قطعنامه های 1737 و 1747.      

رییس جمهور ایران در حالی مواضع تند در عرصه سیاست خارجی اتخاذ می كند كه دكتر "علی لاریجانی"، رقیب انتخاباتی وی و دبیر شورای عالی امنیت ملی، در حال رایزنی با طرفهای اروپایی برای حل بحران هسته ای ایران است. وی حتی هنگام تقدیر از دست اندركاران دانش هسته ای ایران كه به مناسبت دستیابی ایران به چرخه سوخت هسته ای برگزار شده بود، باز هم تلاشهای دولتهای "موسوی"، "هاشمی" و "خاتمی" را نادیده گرفت و این موفقیت بزرگ را مرهون تلاشهای دولت خود دانست.

احمدی نژاد با این استدلال كه رییس جمهور ایران و بالاترین مقام اجرایی كشور است گاهی اوقات تصمیماتی اتخاذ می كند كه نه تنها با نظرات كارشناسی سازگار نیست، بلكه تلاشهای صورت گرفته برای بهبود اوضاع را نادید می گیرد، برای مثال می توان به تلاشهای لاریجانی در مذاكره با سران حدود 20 كشور و مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا برای تدوین پیشنهاد گروه 1+5 اشاره كرد كه پس از انتشار، رییس جمهور آنرا نپذیرفت. در حالی كه اكثر 11 بند آن به نفع ایران بود. طبق این یشنهاد ایران حق غنی سازی اورانیوم را داشت و می توانست از طریق كنسرسیومی به تولید مواد هسته ای ادامه دهد، این پیشنهاد بیانگر عقب نشینی آشكار اروپا بود و ایران با این 11 بند می توانست 11 گام بلند بردارد. در واقع با این پیشنهاد ایران به یك قدمی قله رسیده بود، اما اظهارنظر رییس جمهور نه تنها زمان دست یابی به این خواسته را به تاخیر انداخت بلكه زمینه را برای تحریم جدی تر ایران از سوی شورای امنیت فراهم كرد.

از سوی دیگر اقدامات یكجانبه رییس جمهور در عرصه سیاست خارجی علاوه بر اینكه سطح "منوچهر متكی"، وزیر امورخارجه، را در حد كارمند دستگاه دیپلماسی تنزل داد، سبب شد كشورهای اروپایی که در پیامد اقدام نظامی آمریكا در عراق یکپارچگی خود را از دست داده بودند، مجدد متحد شوند. این اتحاد عمل می تواند دولت را كه در عرصه سیاست داخلی به ویژه اقتصادی دچار مشكلات فراوانی است، تحت فشار جدی قرار دهد. 

تا پیش از سوم تیر فضای سیاسی كشور شاهد میدانداری و یكه تازی بخشی از اصلاح طلبان بود كه از روی غرور و خودخواهی، خود را پیشرو در امر اصلاحات می دانستند. نتیجه این برخوردها، گسست در جبهه اصلاحات بود و احزاب و گروههای سیاسی اصلاح طلب در انتخابات دوره نهم ریاست جمهوری به چهار دسته تقسیم شدند و هر یك از "هاشمی رفسنجانی"، "كروبی"، "معین" و "مهرعلیزاده" حمایت كردند.    

البته نباید حجم تخریبها علیه هاشمی را در این دوره نادیده گرفت، تخریبهایی كه نامزدهای انتخاباتی در برنامه ریزی آنها نقشی نداشتند، اما از آنجاییكه هر یك فقط هاشمی را رقیب خود می دانستند، موافق اینگونه برخوردها علیه وی بودند.

از آنجاییكه هاشمی تنها گزینه ای است كه هم اصلاح طلب و هم اصولگرا می توانند از حاشیه امن وی برخوردار شوند، با كشیده شدن انتخابات به مرحله دوم خطر خروج از عرصه قدرت برای اصلاح طلبان بیشتر ملموس شد تا جاییكه در این مرحله حمایت بی سابقه ای از هاشمی رفسنجانی به عمل آمد، اما چه فایده؟ مردم كه روزی شاهد تخریب هاشمی توسط همین دسته از اصلاح طلبان بودند نتوانستند فضای سیاسی كشور پس از پیروزی رقیب را درك كنند بنابراین چرخش به سمت هاشمی فقط در سطح نخبگان باقی ماند و لایه های پایین جامعه آرای خود را به نفع احمدی نژاد به صندوق ریختند.     

پس از پیروزی احمدی نژاد فضای سیاسی كشور دچار ركود بی سابقه ای شد. دولت سیاست بی توجهی به احزاب را در پیش گرفت تا جاییكه یارانه آنها را در تقدیم لوایح بودجه به مجلس حذف كرد. حتی كمیسیون ماده 10 احزاب، مستقر در وزارت كشور دولت احمدی نژاد با هدف بی هویت جلوه دادن اصلاح طلبان به طور علنی به نفع گروههای اصولگرا در مناقشه گروههای اصلاح طلب و اصولگرا در خانه احزاب كه نهادی صنفی و غیردولتی است،  وارد شد و سعی كرد با دخالتهای بی مورد خود كلید خانه احزاب را از اصلاح طلبان بیگرد و به اصولگرایان دهد.     

دولت نهم بر این اعتقاد است كه احزاب مانع توسعه كشور می شوند، بنابراین در برنامه ریزیها جایگاهی ندارند. چنین رویكردی مختص احزاب اصلاح طلب نیست، اصولگرایان كه نقش مهمی در پیروزی احمدی نژاد در رقابتهای انتخاباتی ریاست جمهوری داشتند، در اولین گام هنگام معرفی كابینه از چشم رییس دولت دور ماندند. برخورد های نسنجیده اطرافیان رییس جمهور با احزاب اصولگرا كار را به جایی رساند كه نیروهای بانفوذ این طیف در دفاع از حیثیت خود انتقادات جدی را متوجه دولت و شخص احمدی نژاد كردند. در پی این برخوردها و در رقابتهای انتخاباتی دوره سوم شوراهای اسلامی شهر و روستا و دوره چهارم مجلس خبرگان رهبری بین دولت و اصولگرایان شكاف ایجاد و در نتیجه دو لیست برای هر یك از انتخایات توسط آنها ارائه شد. این در حالی بود كه اصلاح طلبان با كسب تجربه از شكستهای پیشین درصدد ترمیم رفتارهای گذشته خود برآمده بودند و در عین ناباوری توانستند به اجماع دست یابند و 40 درصد آرا را در كشور به خود اختصاص دهند، اما طرفداران احمدی نژاد سرمست از غرور، همان راه اشتباهی كه اصلاح طلبان طی كرده بودند، را در پیش گرفتند و در نتیجه حدود دو درصد آرا در انتخابات به نفع آنها در صندوق ریخته شد.

دولت نهم از جمله شخص رییس جمهور از ابتدای فعالیت خود در مقابل منتقدان، به جای سیاست حل، سیاست حذف و تخریب را در پیش گرفتند. در یكی از این انتقادها كه توسط هاشمی رفسنجانی، حزب و روزنامه كارگزاران نسبت به سیاستهای دولت شده بود، احمدی نژاد و همراهان وی، هاشمی و كارگزاران را به شدت مورد حمله قرار دادند، تا جاییكه نزدیكان رییس جمهور با هدف تخریب منتقدان و حمایت از عملكرد دولت نهم، احمدی نژاد را به حضرت موسی (ع) تشبیه كردند. 

به دلیل كم توجهی دولت اصلاحات و به ویژه مجلس ششم كه توجه به نیازهای اقتصادی را فدای بازیهای سیاسی خود كرده بودند، مردم از مشی توسعه سیاسی خاتمی رویگردان شده و خواهان حل مشكلات معیشتی و اقتصادی خود شدند. در چنین شرایطی احمدی نژاد با شعار آوردن پول نفت برسر سفره مردم، افزایش سطح اشتغال، افزایش سطح رفاه، تك نرخی كردن بهره بانكی، كاهش تورم، تخصیص اعتبارات بیشتر به استانها برای انجام فعالیتهای عمرانی، توجه بیشتر به مناطق محروم و دور افتاده كشور و حتی سفرهای استانی هیات دولت، توانست نظر مردم را به خود جلب و پیروز انتخابات سوم تیر شود.

پس از آغاز بكار وزاری احمدی نژاد، سخنگوی دولت شعار آوردن پول نفت بر سر سفره های مردم را تكذیب كرد و گفت: نفت بو می دهد به همین دلیل نمی شود آن را بر سر سفره آورد. اولین واكنش جدی به سیاستهای اقتصادی دولت نهم با ارائه لایحه بودجه سال 85 توسط اقتصاددانان، اصلاح طلبان و بخشهایی از اصولگرایان صورت گرفت. مجلس اصولگرا بدون توجه به این انتقادها لایحه مورد نظر دولت را تصویب و برای اجرا به رییس دولت ابلاغ كرد. انتقاد به دولت در بخش اقتصادی روز به روز افزایش یافت و فعالان اقتصادی و سیاستمداران بیش از گذشته نسبت به تداوم چنین سیاستهایی ابراز نگرانی می كردند. آخرین واكنش نیز در روزهای پایانی سال 85  توسط مقام معظم رهبری به دلیل اجرا نشدن اصل 44 قانون اساسی صورت گرفت و ایشان با صراحت از اجرایی نشدن این اصل انتقاد كردند.    

سیاستهای اقتصادی دولت كه در اثر برداشت بیش از حد از صندوق ذخیره ارزی، افزایش نقدینگی در جامعه، افزایش تورم، ایجاد هزینه های اضافی بر دوش دولت به دلیل سفر به استانها و تغییر ساختار سازمان مدیریت و برنامه ریزی موجب ضربه به اقتصاد كشور شده اند، خارج از چارچوب برنامه سند چشم انداز 20 ساله و برنامه چهارم توسعه سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی تدوین و اجرا شدند. سفرهای استانی هیات دولت كه با هدف بررسی مشكلات مردم و از سر خیرخواهی انجام می شوند، علاوه بر معذوریتهایی كه برای مردم در طول سفر چند روزه از جمله پاسخگو نبودن ادارات در این روزها به مردم به دلیل مشغله ای كه مدیران و كارشناسان در این چند روز دارند و محدودیتهای ترافیكی، ایجاد می شود، هزینه های زیادی را بر دوش دولت می گذارد. چنین هدفی می تواند در یكی از جلسات هیات دولت در تهران پیگیری شود.

برخی از مشكلات اقتصادی دولت نهم ارتباط مستقیم با برنامه های سیاست خارجی آن دارد. محدود شدن همكاری بانكهای ایتالیایی با جمهوری اسلامی ایران، توقف فعالیتهای بانك سپه در آلمان و تحریمهای اقتصادی شورای امنیت، همگی ناشی از اجرای این سیاستها هستند. البته نباید برخی از مصوبات دولت مانند، جلوگیری از برگزاری همایشهای بدون دستاورد كه بیشتر در دولت اصلاحات برگزار می شدند و الزام مدیران به اقامت در محل ماموریت را نادیده گرفت.

در عرصه اجتماعی بزرگترین معضل كشور بیكاری قشر عظیمی از جوانان است كه برغم وجود امكانات و منابع سرشار در كشور نتوانسته اند شغل مناسب و در خور شان برای خود ایجاد كنند. دولت خاتمی برای حل مشكل بیكاری سیاست اعطای تسهیلات اشتغالزایی و كارفرمایی به جویندگان كار تا سقف 50  میلیون ریال را در پیش گرفت. در نتیجه اجرای این سیاست نه تنها جویندگان واقعی كار نتوانستند مشغول بكار شوند، بلكه این تسهیلات به جیب تعدادی افراد سودجو واریز شدند.

احمدی نژاد نیز همانند سایر نامزدهای انتخاباتی ریاست جمهوری رفع معضل بیكاری را مهمترین برنامه كاری دولت خود عنوان كرد و وعده داد تا با پرداخت بیشتر تسهیلات و انجام دقیقتر نظارتها، ریشه بیكاری را در جامعه بخشكاند. رفع این معضل به قدری در دولت نهم جدی بود كه وزارت كار و اموراجتماعی دولت برای اولین بار در طول تاریخ جمهوری اسلامی ایران به تغییر سیاست روی آورد و ایجاد شغل را وظیفه این وزارتخانه عنوان كرد، در حالی كه وزارتخانه های كار دولتهای پیشین مهمترین وظیفه این وزارتخانه را تنتظیم روابط كار بین كارگر و كارفرما می دانستند. "سیدمحمد جهرمی"، وزیر كار دولت احمدی نژاد برای عملی ساختن این سیاست تفاهم نامه هایی با بعضی از وزارتخانه ها از جمله جهادكشاورزی برای ایجاد شغل منعقد كرد كه در ادامه راه به دلیل ناتوانی در اجرا، به تغییر این سیاست و بازگشت به گذشته روی آورد.    

وزیر كار و اموراجتماعی با هدف بهبود سطح معیشت كارگران به طور غیركارشناسی اقدام به افزایش دستمزد كارگران كرد. كارفرمایان كه مواد اولیه را با هزینه زیاد از خارج تولید می كنند و با قیمت نامناسب در داخل می فروشند در مقابل تصمیم وزیر كار چاره ای جز اخراج كارگران نداشتند. بنابراین جمع زیادی از كارگران به دلیل بی تدبیری دولت از كار اخراج و نه تنها سطح معیشت آنها بهبود نیافت بلكه به تعداد بیكاران نیز افزوده شد.

یكی از سیاستهای دولت در كاهش نرخ بیكاری اعطای روانتر تسهیلات به متقاضیان تاسیس بنگاههای كوچك زودبازده اقتصادی است. بر همین اساس میلیاردها تومان اعتبار در این زمینه به استانها تخصیص داده شد و طرحهای مختلفی برای تصویب به ستادهای اشتغال شهرستانها، كارگروه اشتغال و سرمایه گذاری استانها و صندوق تازه تاسیس مهر امام رضا (ع) ارائه شد.  مهمترین مشكل متقاضیان تسهیلات اشتغالزایی قوانین دست و پاگیر بانكها بود كه دولت نهم در اقدام بی سابقه و تحسین برانگیزی بانكها را مكلف به اعلام نظر در خصوص این طرحها ظرف مدت 45 روز كرد. برغم تصویب هیئت وزیران متاسفانه هنوز بسیاری از طرحهای اشتغالزایی در پیچ و خمهای اداری سیستم بانكی كشور معطل مانده اند و هنوز نتوانستند پاسخ شفاف و روشنی دریافت دارند.

***

نظرات() 
How can I increase my height after 18?
پنجشنبه 16 شهریور 1396 06:14 ق.ظ
My family members all the time say that I am killing my time here at
web, however I know I am getting know-how all the time by
reading such good content.
What do eccentric heel drops do?
دوشنبه 30 مرداد 1396 05:08 ب.ظ
Great goods from you, man. I have understand your stuff
previous to and you're just extremely wonderful.
I actually like what you have acquired here, certainly like
what you are saying and the way in which you say it. You make it
enjoyable and you still care for to keep it sensible.
I cant wait to read far more from you. This is actually a terrific site.
jollymystery4267.exteen.com
سه شنبه 17 مرداد 1396 08:48 ق.ظ
Outstanding story there. What occurred after? Thanks!
How you can increase your height?
جمعه 13 مرداد 1396 03:48 ب.ظ
Hello there! This is my first visit to your blog!
We are a group of volunteers and starting a new initiative in a
community in the same niche. Your blog provided us valuable information to
work on. You have done a outstanding job!
Daisy
سه شنبه 26 اردیبهشت 1396 02:51 ق.ظ
Today, I went to the beach with my kids. I found a sea shell and gave it to my 4 year old daughter and said
"You can hear the ocean if you put this to your ear." She
put the shell to her ear and screamed. There was a hermit crab inside and it pinched her ear.
She never wants to go back! LoL I know this is totally
off topic but I had to tell someone!
Oma
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 11:04 ق.ظ
Marvelous, what a webpage it is! This web site gives valuable information to us, keep it
up.
طلبه بسیجی
جمعه 14 تیر 1387 11:07 ق.ظ
باسلام وادب ،موفق باشیدحاج ابوذر
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر